السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

419

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

قاتلان را آشكار كرد . از امام باقر ( ع ) نقل شده : هر كس كفش زرد رنگ بپوشد تا وقتى آن را به پا دارد احساس شادمانى و سرور مىكند ، چون خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ [ 1 ] . از امام رضا ( ع ) نقل شده : اگر بنى اسرائيل پى جوى مطلب نمىشدند ، خداوند هر گاوى را ذبح مىكردند از آنها مىپذيرفت ، امّا خودشان سختگيرى كردند و جزئيات مطلب را جويا شدند ، خداوند هم به آنها سخت گرفت . ( شيخ طبرسى ) مىنويسد : دانشمندان تفسير در بارهء اين آيات اختلاف كرده‌اند ، بعضى از آنها گفته‌اند : تكليف بنى اسرائيل در بارهء بقره تغيير كرد و اگر آنها همان ابتداى كار هر گاوى را ذبح مىكردند از ايشان پذيرفته مىشد و امر الهى را امتثال كرده بودند ، امّا چون عمل نكردند و خودشان طالب جزئيات شدند ، خداوند هم تكليف را بر ايشان سخت گرفت و مصلحت آنها در تغيير حكم بود ، سپس علما از جنبهء ديگرى اختلاف كرده‌اند ، بعضى از آنها گفته‌اند تكليف بنى اسرائيل تغيير نكرد ، بلكه تكليف دوّم و سوّم به تكليف اوّل ضميمه شد و اين امر به جهت تشديد و سخت‌گيرى بر آنها بود . بعضى از علماء نيز گفته‌اند : تكليف دوّم ناسخ تكليف اوّل بوده و تكليف سوّم ناسخ تكليف دوّم بوده است و گاهى نسخ چيزى قبل از انجام آن جايز است ، چون جايز است كه مصلحت با تغيير نكردن وقت آن تفاوت پيدا كند ، امّا نسخ شىء قبل از وقت فعل آن جايز نيست ، چون منجر به ( بداء ) مىشود ، جمعى ديگر اعتقاد دارند تكليف واحد و اوصاف بقره كه بعدا بيان شد از ابتدا هم براى آن بقره ثابت بوده و اين عقيده شيخ مرتضى ( ره ) است و با اين آيات بر جواز تأخير بيان از هنگام خطاب تا وقت حاجت ، استدلال كرده است و مىگويد : خداى تعالى وقتى بنى اسرائيل را بر ذبح بقره تكليف نموده ، آنها به موسى گفتند : ( پروردگارت را بخوان ، تا براى ما تبيين كند كه آن گاو چگونه است [ 2 ] ) ، يعنى جوياى صفات بقره‌اى شدند كه خداوند آنها را مأمور ذبح آن كرده بود و اعتقاد داشتند كه امرى كه به آن مأمور

--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 69 . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 68 .